رؤیای صادقه ی عامربن ناصر
تصمیم نهایی اهالی فین وکاشان به مرحله اجرادرآمدوعامربن ناصر بارفقای خودکاشان رابه مقصدمدینه منوّره ترک کردنددراوّلین منزل که «بارکزر»(بارکرسف)نام دارد،برای استراحت وتجدیدقواکنارسرچشمه آن قریه توقّف نمودند عامربن ناصردرعالم رؤیاوجودمقدّس حضرت ختمی مآب (ص) رامی بیندکه خطاب به او می فرماید: « ای عامر،تو ازطرف دوستان وشیعیان من به طلب یکی ازاولادمن می روی ونوردیده ی من محمّدباقر قرّة العین خود سلطانعلی راکه شباهت به من دارد همراه تو رانه خواهدساخت امّابعضی از ظالمان بی وفا اورادراین محل شهیدخواهندکرد» پس با انگشت مبارک به محلّ دفن آن حضرت اشاره می فرماید
آری هرکس دارای چنین مسؤولیّت خطیری باشدوچنین خوابی راببینددرتصمیم خودمتزلزل می شودودربادی امر پیش خود می گوید من هرگز چنین کاری را نمی کنم وباعث ریختن خون قرّة العین باقرالعلوم علیه السلام نمی شوم لذا در عالم رؤیا از حضرت رسول صلّی الله علیه وآله سؤال می کندوتکلیف خود را ازآن حضرت جویامی شودحضرت درپاسخ می فرماید:برای تو حرجی نیست ، ازروز اوّل شربت شهادت ودرد و الم را برای اولاد من آماده کرده اند
حماسه ی تاریخی مشهد اردهال
مجید زجاجی کاشانی
صفحه ی شصت و هفت
***********
بیشتر تحقیق نمایید با: " مشهد اردهال"
"مراسم قالیشویان " ---- " حضرت سلطانعلی "
